العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)

44

بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)

پس سزاوار است بجنگ و مبارزهء او بپردازد . و خداوند متعال هم در موارد زيادى از قرآن دشمنى او را اخطار كرده تا انسان وسائل ايمنى و دورى از او را بدست آورد فرموده ( شيطان دشمن شما است شما هم با او دشمن باشيد او حزب و سپاهش را براى اغواى شما مهيا ساخته تا همه را اهل دوزخ گرداند فاطر 6 ) و باز فرموده ( اى آدمزادگان آيا با شما عهد نه بستيم كه شيطان را نپرستيد زيرا روشن است كه او دشمن بزرگ شما است يس 60 ) پس سزاوار است كه بندهء خدا بدفع و طرد اين دشمن بپردازد نه اينكه خود را به پرسش و بحث از ريشه و ماهيت او و اصل و نسب و محل او مشغول نمايد آرى از اسلحه‌اش بايد تحقيق كند تا اينكه سپر مناسب در برابرش تهيه كند و اسلحهء شيطان هم هواهاى نفسانى است و اين مقدار از معرفت و شناسائى براى تمام مردم كافى است و اما شناختن ذات و حقيقت شيطان و حقيقت ملائكه اين صحنه و ميدان اهل عرفان است كه در علوم مكاشفه از اسرار جهان غوطه‌ورند و در علم اخلاق و حكمت عملى نيازى به آن نيست . . . تا آخر تحقيقاتى كه آن محقق نموده است در اين مقام و من ميگويم ( چند جمله كوتاهى از مرحوم مجلسى راجع به تحقيقاتى كه اين محقق نموده ) آنچه را كه ايشان گفته كه دفع و طرد شيطان توقف بر شناختن حقيقت و ماهيت شيطان ندارد البته اين مطلبى است درست و صحيح ولى توجيهى كه راجع به فرشته و شيطان بطور اشاره در اينجا داشت و در جاى ديگر صريح‌تر و روشن‌تر گفته با اينكه در قرآن بر خلاف نظريه او اين مطالب صريحا گفته شده - اين توجيه و تاويل جرأت و بيباكى است در مقابل بيانات الهى و گفتار پيغمبر همان طورى كه تحقيق اين مطالب را از نظر قرآن ، در جلد 14 بحار ( جلد 59 از طبع جديد از صفحهء 202 ببعد ) نموده‌ايم و اعتماد و توكل بر خداوند دانا و آگاه است و ما در اين بحث سخن را طول داديم و بسط و تفصيل بيشترى در اينجا نموديم براى اين جهت كه فهم اخبار و احاديث گذشته و آينده سهل و آسان شود . ( در اين حديثى كه در اول بحث نقل شد كلمهء شيطان مفتن داشتيم اكنون توضيح معناى مفتن ) مفتن بكسر تاء تشديد دار و يا بدون تشديد يعنى گمراه‌كننده در قاموس اللغة ميگويد فتنه بكسر اول يعنى آزمايش و پسند كردن چيزى ( فتنه يفتنه فتنا و فتونا و افتنه ) و به معناى گمراهى - گناه - كفر - رسوائى - عذاب و شكنجه - آب كردن و ذوب نمودن طلا و نقره - گمراه كردن - ديوانگى - اختلاف در راى و نظر - مىآيد فتنه يا فتنه و يا افتنه - يعنى كسى را در فتنه افكند - خداوند فرموده إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيانِ بيضاوى ( يكى از مفسران ) در جهت ادبى و قاعدهء نحوى اين آيه - گفته است كه در اين آيه لفظ اذكر در تقدير است يعنى به ياد بياور آن زمانى را يا اينكه كلمه اذ مربوط است به